مهندسی عمران
aboozar
1 fariba asghari
2 fariba azizi
3 malek jamshid ahmadian
4 latif taheri: entehaye aboozar,poshte madrese, kocheye dovom
5 tala samini
6 milad alikhani
7 batool almasi
faraj nazari : kocheye khazaee, pelake 38 8
9 yoosof va yoonos
10 mohamad pirzadi
11 saeed jafari ya hamoon fereshte teymoori
12 saeed heydari ke too kooh dastesh shekast ,hastan chamani, kenare fariba azizi, az sepide beporsi neshonet mide
13 piremarde tanha ya amoo hasan, darbe abi,az sara akbari beporsi neshonet mide
14 amene ebrahimi,kocheye darab, pelake 50
15 bagtala montazeryani kocheye chamani,pelake 26
16 afshin davami,hamooni ke motade,bede daste khodesh ya madaresh, be kese dige nadi
17 siavashe heydari ya zeinabe darabi,kocheye ebrahimi,samte rast, darbe panjom, kode posti 6716955849
18, 19 mohamadi va taher zade ke ina ro bespar be khanom safaee ya khanom moradi ke bebaran
khod karo halal kon,bargashtam vasat mikharam
![]()
سلام
سلامی به زیبایی رامسر تقدیم به
همه بروبچ گل رامسر
منتظر مطالب و عکس های زیبای شما از
رامسر
جهت ثبت در این وبلاگ به نام شما هستیم
در قم مکان هايي هست که انسان دوست دارد هرچند مدت يکبار آنجا برود.از جمله اين اماکن مقدس حرم مطهر حضرت معصومه(س)،مسجد جمکران و کوه خضراست.عجيب هيچ موقع شوق رفتن به اين مکان هاي مقدس از دل انسان بيرون نمي رود.



در شش كيلومتري مركز شهر قم كوهي وجود دارد كه از فراز آن ميتوان همه شهر را با يك نگاه طي كرد. اين كوه منسوب به حضرت خضر(ع) با قدمت سه هزار سال است.
ميگويند بر قله اين كوه در سه هزار سال پيش غاري بوده است كه حضرت خضر (ع) در آن غار به عبادت و نيايش ميپرداخت، غاري كه امروز به مسجد كوچكي تبديل شده است و سالها پيش از اين در حالي كه هنوز قم آنقدر بزرگ نشده بود كه خود را به دامنه اين كوه برساند معبد عارفان و سالكان و اوتاد بود، خلوت كدهاي براي شب زندهداري و عبادت عالمان و عاشقان طريقت حق
استاد مجاهدي نقل مي کنند:

كوه خضر نيز از اماكن مورد علاقه ايشان بود و در آن جا خلوت ميكردند و به دعا و توسل مي پرداختند. آن سال تصميم گرفتهبودند كه اربعيني را در كوه خضر سپري كنند و لذا ده روز پيش از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان به كوه خضر رفتند و در اتاقي كه در آن جا بود ساكن شدند و ارتباطشان را جز با معدودي از دوستان قطع كردند.

در روايات اسلامي نیز بر قداست کوهي سفيد که در اطراف قم و به نزديکي دهي کهن که در جنب مسجدي است و جمکران نام دارد تاکيد شده است. همان کوهي که به کوه خضر شهرت دارد و گويند پرچم قائم آل محمد "عج" را هنگام ظهور در آن مکان برافرازند مكاني كه امروز به مسجدگاهي براي عامه بدل گشته است و تفرجگاهي مذهبي براي زائران اين شهر و جايي براي كسب معنويت است. از طرفی رونق آن از علائم نزديكي ظهور حضرت مهدي(عج) است نه این که حضرت از آنجا ظهور کنند؛ در حديث معتبري از اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) نقل شده است كه ساخت مسجدي را در كنار كوه خضر كه پايگاهي براي ياران امام موعود(ع) است خبر ميدهد. اين حديث شريف كه كلمه جمكران را نيز به همراه دارد در كتاب انوارالمشعشعين، ج 1، ص 454 فصل 10، نور سوم به طور مفصل نقل و شرح شده است.

در چهل روزي که حضرت آقاي مجتهدي در کوه خضر، نزديک روستاي جمکران قم، بيتوته داشتند، کرامات بسياري از ايشان به منصه ظهور مي رسد. ايشان مي فرمودند: به هنگام بيتوته در کوه خضر، شبي مردي به همراه کودک خود به آنجا آمد و هنگامي که مرا در آنجا ديد با حال اضطرار، ماجراي بي خوابي فرزند خود را شرح داد و گفت: حدود ده سال است که فرزندم دچار بي خوابي شده و خوابش نمي برد. به پزشکان و متخصصان بسياري در ايران مراجعه کرده ام ولي نتيجه نگرفته ام. فرزندم را براي مداوا به خارج از کشور هم برده ام ولي بيماري او را تشخيص نداده اند به ناچار فرزندم را به عتبه بوسي حضرت ثامن الائمه (ع) بردم و از آن حضرت شفاي او را درخواست کردم و از آنجا به قم مشرف شدم و با توسل به کريمه اهل بيت (ع) ازحضرت معصومه (س) شفاي فرزندم را طلبيدم

امروزهم به مسجد جمکران آمدم و دست به دامان حضرت ولي عصر (عج) شدم تا شفاي فرزندم را عنايت کنند و ساعاتي پيش، از زائران مسجد پرس و جو کردم که آيا مکان مقدس ديگري نيز در اين حوالي هست؟ نشاني کوه خضر را به من دادند و در اين وقت شب فرزندم را به اينجا آورده ام که شفايش را بگيرم. حضرت آقا فرمودند: با مشاهده فرزند معصوم او و اضطرابي که پدرش داشت انقلاب حالي در من پيدا شد. از اتاق بيرون آمدم و به محضر آقا امام زمان (عج) توسل کرده و براي حضرت سيدالشهداء (ع) مرثيه مي خواندم و با صداي بلند مي گريستم. در همان اثنا پدر کودک از اتاق بيرون دويد و با خوشحالي زايدالوصفي گفت: آقا! فرزندم پس از ده سال بي خوابي با شنيدن زمزمه هاي شما به خواب آرامي فرو رفته است شکي ندارم که شما امام زمانيد! گفتم: اشتباه مي کني پدر، من خاک پاي آن حضرت هم نمي شوم. حضرت عنايت فرمودند و فرزند شما را شفا دادند. سپاسگزار امام زمان (عج) باشيد نه من! شما به هريک از آل ا... متوسل شويد باطناً مسأله را به امام زمان (عج) حواله مي دهند و آن حضرت هم به لطف عميمي که دارند از کار محبان خود گره گشايي مي کنند. شما امشب همين جا بخوابيد و فردا صبح به مسجد جمکران برويد و از عنايتي که حضرت درباره فرزندتان کرده اند، تشکر کنيد
بیستون بر سر راه است مبادا از شیرین
خبری برده و غمگین دل فرهاد کنید
سنگنبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستوناز آثار باستانی ایران واقع در حدود چهل کیلومتری کرمانشاه در غرب ایران است.
نام بیستون از بغ + ستان (ادات مکان) آمده که به معنی «بتخانه» است. از آن در پارسی باستان به صورت «بغیستانه» و در معجم البلدان «بهستان» و برخی از دانشمندان عرب از آن به «بهستون» یاد کردهاند.
حجاریها و کتیبههای بیستون از زمان داریوش اول هخامنشی است. حجاریها داریوش را در حالی که ایستاده و دست راست را بتقدیس اهورامزدا بلند کرده و پای چپ را بر سینهء بردیای دروغین نهاده نشان میدهد و در بالا فروهر در پرواز است و پشت سر داریوش دو نفر ایستاده و در مقابل او نه تن دستبسته حجاری شده است.

داریوش در کتیبههای بیستون فتوحات خود را به سه زبان پارسی باستان و خط میخی هخامنشی و یک کتیبه به زبان بابلی و خط میخی بابلی و کتیبهٔ دیگر به زبان و خط عیلامی شرح داده است.
این کتیبهها مفتاح کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردیده و مخصوصاً «سر ه. راولینسن» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.
نقوش برجستهٔ غیرمهمی از ادوار اشکانیان بر صخرههای کوچک کنار جاده و در پائین کوه دیده میشود.
وقفنامهٔ جدیدی در دوران فتحعلی شاه قاجار در وسط نقش عهد اشکانی احداث شده است. در زمستان ۱۳۳۷ ه. ش. ضمن عملیات جادهسازی مجسمهٔ هرکول و آثار معبد سلوکی در پایین کوه کشف گردید.
ارتفاع کوه بیستون از سطح دریا ۱۲۰۰ متر است.
بيسُتون،بيسِتون،بيسْتون،بهيسْتون نام امروزی يک صخره برافراشته در شمال يک راه باستانيِ پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظاميان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان(اکباتانَ) بود،می باشد.بيستون در ۳۴ درجه و ۳۵ دقيقه شمال عرضِ جغرافيايی و ۴۵درجه و ۲۷ دقيقه شرقِ طول جغرافيايی در فاصله حدودا ۳۲ کيلومتری شرق شهر کرمانشاه قرار دارد. همچنين نام روستايی که در نزديکی اين صخره قرار دارد هم بيستون می باشد.نام پارسی باستان اين کوه بَغستانَ و بگستانَ به معنی جايگاه خدايان و در نوشته های يونانی بگيستانُن(اُروس) می باشد.در آثار جغرافيدانان عرب سده های ميانی مثل ابن حَوقل،اصطخری و ياقوت هم اين کوه بَهِستون ، بِهِستون(ستونهای خوب) و بهيستان آمده است. در مجموع دگرگونی اين واژه بدين گونه است:بَغستانَ-بگستانَ-بهستون-بهستان-بيستون.
بيستون به علت شرايط جغرافيايی هميشه از آغاز زندگی بشر تا به امروز مورد توجه بوده و آثاری از هر دوره ای از تاريخ را در خود جای داده است.امروزه در محوطه تاريخی بيستون بطول تقريبی ۵ کيلومتر و عرض ۳ کيلومتر که آثاری را از دوران پيش از تاريخ تا به امروز در بردارد ۲۸ اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسيده است که شامل:
۱-غار شکارچيان-۲غارمَر خرل۳-غار مَر تاريک۴-غار مَر آفتاب۵-غار مَر دودر۶-تپه نادری۷-سراب بيستون۸-جاده تاريخی حاشيه سراب۹-بقايای گورستان قديمی۱۰-دژ تاريخی مدفون۱۱-نيايشگاه مادی۱۲-نقش برجسته و کتيبه داريوش بزرگ۱۳-مجسمه هرکول۱۴-نقش برجسته متريدات دوم۱۵-نقش برجسته گودرز۱۶-سنگ بلاش۱۷-پرستشگاه پارتی۱۸-بقايای شهر پارتی۱۹-بقايای بنای ساسانی۲۰-فرهاد تراش۲۱-بقايای پل ساسانی۲۲-بقايای سد ساسانی۲۳-سنگهای تراشخورده ساسانی۲۴-کاروانسرای ايلخانی۲۵-بقايای بنای ايلخانی۲۶-کاروانسرای صفوی۲۷-وقف نامه شيخ علی خان زنگنه۲۸-پل بيستون.
مهمترين و مشهورترين اثر باستانی در اين محوطه نقش برجسته و کتيبه داريوش بزرگ می باشد که به نخستين سال فرمانروايی داريوش بزرگ از زبان خود او می پردازد. با آشنا شدن با اين اثر باستانی می توانيم خط ميخی پارسی باستان را بشناسيم و در مورد ريخت شناسی،پوشاک،طرز آرايش سر و صورت، اسلحه شناسی و اعتقادات مذهبی مردمان ۲۵۰۰ سال پيش در امپراطوری هخامنشيان، اطلاعات ارزنده ای بدست آوريم.

سنگ نبشته سه زبانه بيستون، به نخستين سال فرمانروايی داريوش بزرگ از زبان خود او می پردازد. سالی که داريوش،سراسر آن را در جنگ با شاهان دروغزن سپری کرد. پس از کشته شدن برديا و افتادن حکومت به دست داريوش، در سراسر امپراطوری هخامنشی ۱۹ شورش بزرگ و کوچک اتفاق افتاد. داريوش بزرگ پس از اينکه اين شورش ها را فرونشاند تصميم گرفت که مردم امپراطوريش را(و جهان پس از خود را) در جريان چگونگی به دست گرفتن قدرت و نخستين سال فرمانروايش قرار دهد. او اين بنای يادبود و بيانيه مهم را در بيستون بر سر يک راه کهن به ثبت رساند. راهی پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظاميان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان بود و بعلت جايگاه ويژه اش که از دير باز سرزمين خدايان(بغستانَ) ناميده می شد شهرت داشت. اين نقش برجسته،نگاره داريوش و اسيران، در سطحی عمودی به بلندی ۳ متر و در پهنای ۵/۵ متر قرار دارد.
داريوش لباس پارسی بر تن کرده ريشي اشوري دارد و افسری کنگره دار بر سر گذاشته است و در سمت چپ مجلس بيستون قرار دارد.اندازه داريوش در مقايسه با اسيران برای نشان دادن شکوه و عظمت اين مجلس، بزرگ تر می باشد. بلندی قامت اسيران 17/1 و بلندی قامت داريوش72/1 متر می باشد. دو تن از ياران داريوش(هفت تنان)، ويندَفْرَناه کمان دار و گئوبَروَه(گوبرياس) نيزه دار، پشت سر او ايستاده اند.داريوش که در دست چپش کمانی دارد پای چپ خود را بر سينه نخستين دشمنش ،گئوماتَ مُغْ گذاشته است و گئوماتَ دست هايش را به حالت التماس به بالا دراز کرده است. پشت سر گئوماتَ صف ۸ تن اسير قرار دارد. که به ترتيب نامهای آنها آثرين،ندئيتَ بَ ئيرَ،فِرَورتيش، مَرتی يَ،چيسن تَخمه،وَه يَزداتَ،اَرخ و فرادَ می باشند و گردن های اين اسيران را با طناب به يکديگر و دست هايشان را از پشت سر بسته اند.[بعدها اسير نهم يعنی سکونخای سکايی با خُود تيز به جمع اسيران اضافه گرديد]. بر فراز سر اسيران، رو به روی داريوش، نگاره فَرَوهر قرار دارد و داريوش دست راست خود را به نشانه نيايش اهورامزدا به بالا بلند کرده است.در فضای بالای سر داريوش نبشته ای کوتاه(Dba) آمده است. متن اين نبشته چنين است.
بند۱-من داريوش،شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه در پارس،شاه کشورها،پسر ويشتاسپ،نوه ارشام هخامنشی
بند۲-داريوش شاه گويد:پدر من ويشتاسپ،پدر ويشتاسپ ارشام،پدر ارشام آريامن،پدر آريامن چيش پيش،پدر چيش پيش هخامنش.
بند۳-داريوش شاه گويد: بدين جهت ما هخامنشی خوانده می شويم[که] از ديرگاهان اصيل هستيم. از ديرگاهان تخمه ما شاهان بودند.
بند۴-داريوش شاه گويد: هشت[تن]از تخمه من شاه بوده اند. من نهمين[هستم]. ما نُه[تن] پشت اندر پشت(در دو شاخه) شاه هستيم.
داريوش در چند مرحله بعدی بيانيه تاريخی خود را که نخستين اثر تاريخی مکتوب ايرانيان است. تکميل کرد. امروزه از سنگ نبشته بيستون ۴ متن در دست داريم: متن پارسی باستان، متن ايلامی،متن بابلی و متن ترجمه آرامی متن پارسی باستان که ظاهرا به صورت بخشنامه برای آگاهی ساتراپی های گوناگون به جاهای دور و نزديک فرستاده شده است و نسخه ای از آن از اِلِفانتين مصر به دست باستان شناسان افتاده است و در بابل هم قطعه ای از نگاره بيستون به دست آمده است. داريوش در بيستون (ستون4 بند۱۵) می گويد: تو که پس از اين، اين نبشته و نگاره را می بينی،مبادا به آن ها آسيب بزنی. تا می توانی آن ها را همان گونه که می بينی، نگهداری کن.ولی گذر زمان و فرسايش های ناشی از باران و باد تمام سنگ نبشته ها را و مخصوصا سنگ نبشته به زبان بابلی را دچار آسيب های فراوانی کرده است. ولی بيشترين خسارت در همين قرن اخير اتفاق افتاده است. زمانی که سربازانی که در جنگ جهانی دوم در پايين جاده بيستون گشت زنی می کردند نگارها و کتيبه با ارزش بيستون را هدف گرفتند و آسيب های جبران ناپذيری را به اين اثر تاريخی وارد کردند. ولی ما بايد از داريوش بزرگ سپاسگزاری کنيم بخاطر اينکه بعد از اتمام کار بنای يادبود بيستون فرمان داد که زير اين بنای يادبود را بتراشند و همين عمل باعث شد که تا قرن ها دست بشر اين اثر باارزش تاريخی را لمس نکند و از آسيب های ناشی از خوی زشت انسانها دور نگهداشته شود.
نكته:
نکته جالبی که در مورد اين نقش برجسته وجود دارد شباهت زياد آن با نگاره شاه لولوبی ها،انو بنی نی است که در ۱۴۰ کيلومتری بيستون در سرپل ذهاب قرار دارد. در اين نگاره هم انو بنی نی کمانی در دست چپ و تبرزينی در دست راست خود دارد و پای خود را بر سينه دشمنی که بر زمين افتاده نهاده است. و الهه ايشتار در حال دادن حلقه حکومت به اوست. شش اسير در زير پای انوبنی نی نقش بسته اند و دو اسير هم روبروی انوبنی نی در حاليکه دستهايشان از پشت بسته شده طنابی به گردن يکی از آنها آويخته شده که به زمين کشيده می شود.اين احتمال وجود دارد که داريوش پيش از فرمان حجاری ها در بيستون، نگاره انوبنی نی را ديده بوده است و يا شايد هم اين شباهت فقط يک تصادف باشد.
مشخصات ظاهری کتیبه بیستون:
این کتیبه یکی از معتبرترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است، زیرا مهمترین نوشته میخی زمان هخامنشی است. مجموعا سطحی که این کتیبه در برگرفته به طول 5/20 (بیست متر و پنجاه سانتیمتر) و عرض 80/7 (هفت متر و هشتاد سانتیمتر) میباشد.
برای آسان شدن توضیحات، کتیبه را در دو بخش مورد بررسی قرار میدهیم.

بخش اول: نقوش
نقشهای این اثر تاریخی بر سطحی به طول 6 متر و عرض یا ارتفاع 3 متر و20 سانتیمتر حجاری شده است و شامل تصویر داریوش و کماندار و نیزهدار شاهی و 10 تن شورشگر است که یک تن در زیر پای داریوش و 9 تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهایشان بجز نفر اول به وسیله طنابی بهم وصل شده است و هر کدام لباس مخصوص کشور خود را برتن دارند که آنها را از دیگری متمایز میسازد و بر بالای سر هر کدام نوشتهای است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم میکند.
اندازه قد هشت تن از اینان 126 سانتیمتر و آخرین نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش 178 سانتیمتر میباشد. در این مجموعه شاه با چهره اصلی و با اندازه حقیقی یعنی 181 سانتیمتر نشان داده شده، پای چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد بر بدن گئوماتا که زیرپای او به حال تضرع افتاده، نهاده شده و دست راست پادشاه به نشانه پرستش به سوی فروهر بلند شده است. فروهر که نماد اهورا مزدا است روبروی پادشاه قرار دارد و حلقهای در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است، این حرکت ظاهراً علامت دعای خیر است. یک ستاره هشت پر درون دایره بالای کلاه تقریبا استوانهای شکل فروهر دیده میشود که همین نقش هم در تاج کنگرهدار زیبایی که برسر داریوش است، دیده میشود. شاید بدین وسیله داریوش اهورایی بودن خود را نشان میدهد.
پشت سر داریوش کماندار و نیزهدار شاهی ایستادهاند. شاه و افسرانش همگی یکنوع لباس بلند پارسی در بر و کفش سه بندی مشابهی به پا دارند. ولی سربندی که برسر افسران است از لحاظ تزئین با تاج داریوش تفاوت دارد. ریش مستطیل شکل شاه نیز طبق معمول از ریش کوتاه سایرین متمایز است و همین بخش مستطیل ری، الحاقی است یعنی از تکه سنگ جداگانهای ساخته شده و سپس با مهارت بسیار به چهره داریوش متصل شده است. در تصاویر فروهر، شاه و دو افسرش، در هر دو مچ دستبند وجود دارد. این دقت و ظرافت در تیردان و بند آن و منگولههای متصل به نیزه و ریش و سربند افسران شاهی هم به کار رفته است. گئوماتا تنها اسیری است که کفش بندی به پا دارد و بقیه اسیران پا برهنه هستند. بر سطح حجاری شده 11 کتیبه کوچک هست.
بخش دوم: خطوط
موقعیت این خطوط نسبت به نقوش چنین است. در زیر نقشها خطوط فارسی باستان در 5 ستون به طول 23/9متر (نه متر و بیست و سه سانتیمتر) و عرض ارتفاع 63/3متر(سه متر و شصت سانتیمتر) و 414 سطر قرار دارد.
در دست راست کنار نقوش یک بخش کتیبه ایلامی به طول 60/5متر ( پنج متر و شصت سانتیمتر) و عرض یا ارتفاع 70/3متر قرار دارد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسی باستان به طول 67/5 و عرض 63/3متر و کلا 593 سطر در هشت ستون قرار دارد.
کتیبه اکدی (بابلی) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد با طول یا ارتفاع چهار متر و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پایین 31/2. این کتیبه به شکل ذوزنقه میباشد و در 112 سطر است. مجموعه خطوط و نقوش برابر با 120 مترمربع است.

بند 1 – من داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ویشتاسب ، نوه ارشام هخامنشی . بند 2 - داریوش شاه گوید : پدر من ویشتاسب ، پدر ویشتاسب ارشام ، پدر ارشام آریامن ، پدر آریامن چیش پیش ، پدر چیش پیش هخامنش . بند 3 - داریوش شاه گوید : بدین جهت ما هخامنشی خوانده می شویم [ که ] از دیرگاهان اصیل هستیم . از دیرگاهان خاندان ما شاهان بودند .
بند 4 – داریوش شاه گوید: 8 [ تن ] از نیاكان من شاه بودند . من نهمین [ هستم ] ما 9 [ تن ] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستیم . بند 5 – داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهی را به من داد . بند 6 – داریوش شاه گوید : این [ است ] که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم . پارس ، عیلام ، بابل ، آشور ، عرب ، مودرای ( مصر ) ، اهل دریا ( فینیقیها ) ، سارد ( لیدی ) ، یونان ( یونانی های ساکن آسیای صغیر ) ، ماد ، ارمنستان ، کپدوکیه ، پرثو ، زرنگ ( سیستان ) ، هرئی و( هرات ) ، باختر ( بلخ ) ، سغد ، گندار ( دره کابل ) سک ( طوایف بین دریاچه آرال و دریای مازندران ) ، ثت گوش ( دره رود هیرمند ) ، رخج ( قندهار ) ، مک ( مکران و عمان ) جمعاً 32 کشور . بند 7 – داریوش شاه گوید : این [ است ] کشورهایی که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا بندگان من بودند . به من باج دادند . آنچه از طرف من به آنها گفته شد ، چه شب ، چه روز همان کرده شد . بند 8 – داریوش شاه گوید : در این کشورها مردی که موافق بود او را پاداش خوب دادم آنکه مخالف بود اورا سخت کیفر دادم . به خواست اهورا مزدا این کشورهایی [ است ] که بر قانون من احترام گذاشتند . آن طوری که به آنها از طرف من گفته شد همانطور کرده شد . بند 9 – داریوش شاه گوید : اهورا مزدا مرا این پادشاهی داد . اهورا مزدا مرا یاری کرد تا این شاهی بدست آورم . به یاری اهورا مزدا این شاهی را دارم . بند 10 – داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من کرده شد پس از اینکه شاه شدم . کمبوجیه نام پسر کوروش از ما او اینجا شاه بود . همان کمبوجیه را برادری بود بردی نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجیه . پس از آن کمبوجیه آن بردی را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردی کشته شده . پس از آن کمبوجیه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسیار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در سایر کشورها . بند 11 – داریوش شاه گوید : پس از آن مردی مغ بود گئومات نام . او از پَیشیاوادا برخاست . کوهی [ است ] ارکدیش ( ارکادری ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وی یخن 1 چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردی پسر کوروش برادر کمبوجیه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم سایر کشورها . شاهی را برای خود گرفت . از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آنگاه شاهی را برای خود گرفت . پس از آن کمبوجیه به دست خود مرد . بند 12- داریوش شاه گوید : نبود مردی ، نه پارسی ، نه مادی ، نه هیچ کس از تخمه ما که شاهی را گئومات مغ باز ستاند . مردم شدیداً از او میترسیدند که مبادا مردم بسیاری را که پیش از آن بردی را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را می کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردی پسر کوروش نیستم . هیچ کس یارای گفتن چیزی درباره گئومات مغ نداشت تا من رسیدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود . از ماه باگادیش 3 10 روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهایی را که برترین مردان دستیار [ او ] بودند کشتم . دژی سیک ی ووتیش 4 ، نام سرزمینی نی سای نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهی را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهی را به من داد . بند 14 – داریوش شاه گوید : شاهی را که ازما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جایش استوار نمودم . چنانکه پیش از این [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هایی را که گئومات مغ ویران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هایی را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جایش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و سایر کشورها را . چنان که پیش از این [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من این را کردم . من کوشیدم تا خاندان ما را در جایش استوار نمایم چنان که پیش از این [ بود ] آن طور من کوشیدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگیرد . بند 15 – داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم .
بند 16 – داریوش شاه گوید : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردی آثرین ( آثرینا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنین گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزیان نافرمان شدند . به طرف آن آثرین گرویدند . او در خوزستان شاه شد . و مردی بابلی ندئیت ب ئیر ( نیدنیتوبل ) نام پسر ائین ئیر او در بابل برخاست . چنین مردم را بفریفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئیت هستم . پس از آن همه مردم بابلی به طرف آن ندئیت ب ئیر گرویدند . بابل نافرمان شد . او شاهی را در بابل گرفت . بند 17 – داریوش شاه گوید : پس از آن من رهسپار بابل شدم به سوی آن ندئیت ب ئیر که خود را نبوکدرچر می خواند . سپاه ندئیت ب ئیر دجله را در دست داشت . آنجا ایستاد . و آب عمیق بود . پس از آن من سپاه را بر مشکها قرار دادم . پاره ای بر شتر سوار کردم . برای عده ای اسب تهیه کردم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود به خواست اهورا مزدا دجله را گذشتیم . آنجا آن سپاه ندئیت ب ئیر را بسیار زدم . از ماه اثری یادی ی 5 ، 26 روز گذشته بود . بند 19 – داریوش شاه گوید : پس از آن من رهسپار بابل شدم . هنوز به بابل نرسیده بودم شهری زازان نام کنار فرات آنجا این ندئیت ب ئیر که خود را نبوکدرچر می خواند با سپاه بر ضد من به جنگ کردن آمد . پس از آن جنگ کردیم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود . به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئیت ب ئیر را بسیار زدم . بقیه به آب انداخته شد . آب آن را برد . از ماه انامک 6 ، 2 روز گذشته بود که چنین جنگ کردیم . بند 1 – داریوش شاه گوید : پس از آن ندئیت ب ئیر با سواران کم گریخت رهسپار بابل شد . پس از آن من رهسپار بابل شدم . به خواست اهورا مزدا هم بابل گرفتم هم ندئیت ب ئیر راگرفتم . پس از آن من ندئیت ب ئیر را در بابل کشتم . بند 2 – داریوش شاه گوید : مادامی که من در بابل بودم این [ است ] کشورهایی که نسبت به من نافرمان شدند . پارس ، خوزستان ، ماد ، آشور ، مصر ، پارت ، مرو ، ثت گوش ، سکاییه . بند 3 – داریوش شاه گوید : مردی ، مرتی ی نام پسر چین چی خری شهری گوگن کا نام در پارس آنجا ساکن بود . او در خوزستان برخاست . به مردم چنین گفت که من ایمنیش شاه در خوزستان هستم . بند 4 – داریوش شاه گوید : آن وقت من نزدیک خوزستان بودم . پس از آن خوزیها از من ترسیدند . مرتی ی را که سرکرده آنان بود گرفتند و او را کشتند . بند 5 – داریوش شاه گوید : مردی مادی فرورتیش نام در ماد برخاست . چنین به مردم گفت که : من خش ثرئیت از تخمه هوخشتر هستم . پس از آن سپاه ماد که در کاخ او [ بود ] نسبت به من نا فرمان شد به سوی آن فرورتیش رفت ( گرویدند ) او در ماد شاه شد . بند 6 – داریوش شاه گوید : سپاه پارسی و مادی که تحت فرمان من بود آن کم بود . پس از آن من سپاه فرستادم . ویدرن نام پارسی بنده من او را سرکرده آنان کردم . چنان به آنها گفتم : فرا روید آن سپاه مادی را که خود را از آن من نمی خواند بزنید . پس از آن ، آن ویدرن با سپاه روانه شد ، چون به ماد رسید شهری ماروش نام در ماد آنجا با مادیها جنگ کرد . آن که سرکرده مادیها بود او آن وقت آنجا نبود اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه انامک 27 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت . پس از آن ، سرزمینی کمپند نام در ماد آنجا برای من بماند تا من به ماد رسیدم . بند 7 – داریوش شاه گوید : دادرشی نام ارمنی بنده من ، من او را فرستادم به ارمنستان ، چنین به او گفتم : پیش رو [ و ] آن سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند بزن . پس از آن دادرشی رهسپار شد . چون به ارمنستان رسید پس از آن نافرمان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرارسیدند . دهی زوزهی نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه ثورواهر 7 8 روز گذشته بود چنین جنگ کرده شد. بند 8 - داریوش شاه گوید : باز دومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند . دژی تیگر نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه ثورواهر 18 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت . بند 9 - داریوش شاه گوید : باز سومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند . دژی اویما نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه ثائیگرچی 8 ، 9 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت . پس از آن دادرشی به خاطر من در ارمنستان ماند تا من به ماد رسیدم . بند 10 - داریوش شاه گوید : پس از آن وامیس نام پارسی بنده من او را فرستادم ارمنستان و چنین به او گفتم : پیش رو [ و ] سپاه نافرمان که خود را از آن من نمی خواند آن را بزن . پس از آن وامیس رهسپار شد . چون به ارمنستان رسید پس از آن نافرمان گرد آمده به جنگ کردن علیه وامیس فرا رسیدند . سرزمینی ایزلا 9 نام در آشور آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار زد . از ماه انامک 15 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت . بند 11 - داریوش شاه گوید : باز دومین بار نا فرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وامیس فرا رسیدند . سرزمینی ااتی یار نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . نزدیک پایان ماه ثورواهر آنگاه جنگ ایشان در گرفت . پس از آن وامیش برای من ( منتظر من ) در ارمنستان بماند تا من به ماد رسیدم . بند 12- داریوش شاه گوید : پس از آن من از بابل بدر آمدم . رهسپار ماد شدم چون به ماد رسیدم شهری کوندروش نام در ماد آنجا فرورتیش که خود را شاه در ماد میخواند با سپاهی به جنگ کردن علیه من آمد پس از آن جنگ کردیم . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه آن فرورتیش را بسیار زدم . از ماه ادوکن ئیش 10 25 روز گذشته بود که چنین جنگ کرده شد . بند 13 - داریوش شاه گوید : پس از آن ، فرورتیش با سواران کم گریخت . سرزمینی ری نام در ماد از آن سو روانه شد . پس از آن من سپاهی دنبال [ او ] فرستادم . فرورتیش گرفته شده به سوی من آورده شد . من هم بینی هم دو گوش هم زبان [ او ] را بریدم . و یک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [ کاخ ] من نگاشته شد . همه او را دیدند . پس از آن او را در همدان دار زدم و مردانی که یاران برجسته [ او ] بودند آنها را در همدان در درون دژ آویزان کردم . بند 14 - داریوش شاه گوید : مردی چی ثرتخم نام سگارتی او نسبت به من نافرمان شد . چنین به مردم گفت : من شاه در سگارتیه از تخمه هووخشتر هستم . پس از آن من سپاه پارسی و مادی را فرستادم تخمس پاد نام مادی بنده من او را سردار آنان کردم. چنین به ایشان گفتم : پیش روید سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند آن را بزنید . پس از آن تخمیس پاد با سپاه رهسپار شد . با چی ثرتخم جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بزد و چی ثرتخم را گرفت . [ و ] به سوی من آورد . پس از آن من هم بینی هم دو گوش [ او ] را بریدم و یک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [کاخ ] من نگاهداشته شد . همه مردم اورا دیدند . پس از آن او را در اربل دار زدم .
بند 15- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من در ماد کرده شد .
بند 16- داریوش شاه گوید : پارت و گرگان نسبت به من نافرمان شدند . خودشان را از آن فرورتیش خواندند . ویشتاسپ پدر من او در پارت بود او را مردم رها کردند [ و ] نافرمان شدند . پس از آن ویشتاسپ با سپاهی که پیرو او بود رهسپار شد . شهری ویشپ ازاتی نام در پارت آنجا با پارتیها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا ، ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه وی یخن 24 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان درگرفت . بند 1- داریوش شاه گوید : پس از آن من سپاه پارسی را از ری نزد ویشتاسپ فرستادم چون آن سپاه نزد ویشتاسپ رسید پس از آن ویشتاسپ آن سپاه را گرفت . [ و ] رهسپار شد . شهری پتی گرب نا نام در پارت آنجا با نافرمان جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا ، ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه گرم پد 1 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت . بند 2- داریوش شاه گوید : پس از آن کشور از آن من شد . این [ است ] آنچه به وسیله من در پارت کرده شد . بند 3- داریوش شاه گوید : کشوری مرو نام به من نافرمان شد . مردی فراد نام مروزی اورا سردار کردند . پس از آن من دادرشی نام پارسی بنده من شهربان در باختر نزد او فرستادم . چنین به او گفتم : پیش رو آن سپاهی را که خود را از آن من نمیخواند بزن . پس از آن دادرشی با سپاه رهسپار شد . با مروزیها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه آثری یادی ی 23 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت . بند 4- داریوش شاه گوید : پس از آن کشور از من شد . این [ است ] آنچه به وسیله من در باختر کرده شد . بند 5- داریوش شاه گوید : مردی وهیزدات نام شهری تاروا نام [در ] سرزمینی ی اوتی یا نام در پارس آنجا ساکن بود . او برای بار دوم در پارس برخاست . چنین به مردم گفت : من بردی ی پسر کوروش هستم . پس از آن سپاه پارسی در کاخ [ که ] پیش از این از انشن [ آمده بود ] آن نسبت به من نافرمان شد . به سوی آن وهیزدات رفت ( گروید ) او در پارس شاه شد . بند 6- داریوش شاه گوید : پس از آن من سپاه پارسی و مادی را که تحت فرمان من بودند فرستادم . ارت وردی ی نام پارسی بنده من او را سردار آنان کردم . سپاه دیگر پارسی از عقب من رهسپار ماد شد . پس از آن ارت وردی ی با سپاه رهسپار پارس شد . چون به پارس رسید شهری رخا نام در پارس در آنجا آن وهیزدات که خود را بردی ی می خواند با سپاه به جنگ کردن علیه ارتوردی ی آمد . پس از آن جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه وهیزدات را بسیار بزد . از ماه ثورواهر 12 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان درگرفت . بند 7- داریوش شاه گوید : پس از آن ، آن وهیزدات با سواران کم گریخت . رهسپار پ ئی شی یا اوادا شد . از آنجا سپاهی به دست آورد . از آن پس به جنگ کردن علیه ارت وردی ی آمد . کوهی پرگ نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من وهیزدات را بسیار بزد . از ماه گرم پد 5 روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت و آن وهیزدات را گرفتند و مردانی که نزدیک ترین پیروان او بودند گرفتند . بند 8- داریوش شاه گوید : پس از آن ، وهیزدات را و مردانی که پیروان نزدیک او بودند [ در ] شهری اووادئیچ ی نام در پارس در آنجا آنها را دار زدم . بند 9- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من در پارس کرده شد . بند 10- داریوش شاه گوید : آن وهیزدات که خود را بردی ی می خواند او سپاه رخج فرستاده بود . برعلیه وی وان نام پارسی بنده من شهربان رخج و مردی را سردار آنها کرده بود . و چنین به ایشان گفت : پیش روید وی وان را و آن سپاهی را که خود را از آن داریوش شاه می خواند بزنید . پس از آن ، آن سپاهی که وهیزدات فرستاده بود به جنگ کردن علیه وی وان رهسپار شد . دژی کاپیش کانی نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه انامک 13 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت . بند 11- داریوش شاه گوید : باز از آن پس نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وی وان فرا رسیدند . سرزمینی گندوتو نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه وی یخن 7 روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت . بند 12- داریوش شاه گوید : پس از آن ، آن مردی که سردار آن سپاه بود که وهیزدات علیه وی وان فرستاده بود با سواران کم گریخت . به راه افتاد . دژی ارشادا نام در رخج از کنار آن برفت . پس از آن وی وان با سپاهی دنبال آنها رهسپار شد . در آنجا او مردانی که نزدیک ترین پیروانش بودند گرفت [ و ] کشت . بند 13- داریوش شاه گوید : پس از آن کشور از آن من شد . این [ است ] آنچه در رخج به وسیله من کرده شد . بند 14- داریوش شاه گوید : چون در پارس و ماد بودم باز دومین بار بابلیان نسبت به من نافرمان شدند . مردی ارخ نام ارمنی پسر هلدیت او در بابل برخاست . سرزمینی دبال نام در آنجا به مردم دروغ گفت [ که ] من نبوکدرچر پسر نبون هستم . پس از آن بابلیان نسبت به من نافرمان شدند . به سوی آن ارخ رفتند ( گرویدند ) . او بابل را گرفت . او در بابل شاه شد . بند 15- داریوش شاه گوید : پس از آن من سپاهی به بابل فرستادم . ویندفرنا نام پارسی بنده من او را سردار کردم . چنین به آنها گفتم : پیش روید آن سپاه بابلی را که خود را از آن من نمی خواند بزنید . پس از آن ویندفرنا با سپاهی رهسپار بابل شد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا ، ویندفرنا بابلیان را بزد و اسیر آورد . از ماه ورکزن 11 22 روز گذشته بود . آنگاه آن ارخ را که به دروغ خود را نبوکدرچر می خواند و مردانی که نزدیک ترین پیروان او بودند گرفت . فرمان دادم آن ارخ و مردانی که نزدیک ترین یاران او بودند در بابل به دار آویخته شدند . بند 1- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من در بابل کرده شد . بند 2- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال پس از آن که شاه شدم کردم . 19 جنگ کردم . به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و 9 شاه گرفتم . یکی گئومات مغ بود . او دروغ گفت چنین گفت : من بردی ی پسر کوروش هستم . او پارس را نافرمان کرد . یکی آثرین نام خوزی . او دروغ گفت چنین گفت : من در خوزستان شاه هستم او خوزستان را نسبت به من نافرمان كرد . یكی ندئیت ب ئیر نام بابلی . او دروغ گفت چنین گفت من نبوکدرچر پسر نبون ئیت هستم او بابل را نافرمان كرد . یكی مرتی ی نام پارسی . او دروغ گفت چنین گفت: من ایمنیش در خوزستان شاه هستم . او خوزستان را نافرمان كرد . یكی فرورتیش نام مادی . او دروغ گفت چنین گفت : من خش ثرئیت » از دودمان هوخشتر هستم . او ماد را نافرمان كرد . یكی چی ثرتخم نام اس گرتی او دروغ گفت چنین گفت : من در اس گرت 12 شاه هستم از دودمان هوخشتر او اس گرت را نافرمان كرد . یكی فراد نام مروزی . او دروغ گفت چنین گفت : من در مرو شاه هستم . او مرو را نافرمان كرد . یكی وهیزدات نام پارسی . او دروغ گفت چنین گفت : من بردی ی پسر كوروش هستم . او پارس را نافرمان كرد . یكی ارخ نام ارمنی . او دروغ گفت چنین گفت : من نبوکدرچر پسر نبون ئیت هستم . او بابل را نافرمان كرد . بند 3- داریوش شاه گوید : این 9 شاه را من در این جنگها گرفتم .
بند 4- داریوش شاه گوید : این [ است ] كشورهایی كه نافرمان شدند . دروغ آنها را نافرمان كرد كه اینها به مردم دروغ گفتند . پس از آن اهورامزدا آنها را بدست من داد .هرطورمیل من [ بود ] همانطور با آنها كردم . بند 5- داریوش شاه گوید : تو كه از این پس شاه خواهی بود خود را قویاً از دروغ بپای . اگر چنان فکر كنی [ كه ] كشور من در امان باشد مردی كه دروغ زن باشد او را سخت كیفر بده . بند 6- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم . به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کردم . تو که از این پس این نبشته را خواهی خواند آنچه به وسیله من کرده شده ترا باور شود . مبادا آن را دروغ بپنداری . بند 7- داریوش شاه گوید : اهورا مزدا را گواه می گیرم که آنچه من در همان یک سال کردم این راست [ است ] نه دروغ . بند 8- داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا و خودم بسیار [ کارهای ] دیگر کرده شد [ که ] آن در این نپشته نوشته شده است به آن جهت بند 9- داریوش شاه گوید : شاهان پیشین را مادامی که بودند چنان کرده هایی نیست که به وسیله من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کرده شد . بند 10- داریوش شاه گوید : اکنون آنچه به وسیله من کرده شد آن را باور آید . همچنین به مردم بگو ، پنهان مدار . اگر این گفته را پنهان نداری به مردم بگویی اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسیار و زندگیت دراز باد . بند 11- داریوش شاه گوید : اگر این گفته را پنهان بداری ، به مردم نگویی اهورا مزدا دشمن تو باشد و ترا دودمان مباد . بند 12- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم . در همان یک سال به خواست اهورا مزدا کردم . اهورا مزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند . بند 13- داریوش شاه گوید : از آن جهت اهورا مزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند که پلید نبودم . دروغگو نبودم . تبهکار نبودم . نه من نه دودمانم . به راستی رفتار کردم . نه به ضعیف نه به توانا زور نورزیدم . مردی که دودمان من همراهی کرد او را نیک نواختم . آن که زیان رسانید اورا سخت کیفر دادم . بند 14- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود . مردی که دروغگو باشد یا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش . به سختی آنها را کیفر ده . بند 15- داریوش شاه گوید : تو که از این پس این نپشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی مبادا [ آنها را ] تباه سازی . تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار. بند 16- داریوش شاه گوید : اگر این نپشته یا این پیکرها را ببینی [ و ] تباهشان نسازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان داری ، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسیار و زندگیت دراز باد و آنچه کنی آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد . بند 17- داریوش شاه گوید : اگر این نپشته یا این پیکرها را ببینی [ و ] تباهشان سازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان نداری اهورا مزدا ترا زننده باد و ترا دودمان مباد و آنچه کنی اهورا مزدا آن را براندازد . بند 18- داریوش شاه گوید : اینها [ هستند ] مردانی که وقتی من گئومات مغ را که خود را بردی ی می خواند کشتم در آنجا بودند . در آن موقع این مردان همکاری کردند پیروان من [ بودند ] ویدفرنا پسر وایسپار پارسی ، اوتان نام پسر ثوخر پارسی ، گئوبروو نام پسر مردونی ی پارسی ، ویدرن نام پسر بگابیگ ن پارسی ، بگ بوخش نام پسر داتووهی پارسی ، اردمنیش نام پسر وهاگ پارسی . بند 19- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود دودمان این مردان را نیک نگهداری کن . بند 20- داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا این نپشته را من [ به طریق ] دیگر [ نیز ] کردم . بعلاوه به [ زبان ] آریایی بود هم روی لوح هم روی چرم تصنیف شد . این نپشته به مهر تأیید شد . پیش من هم نوشته هم خوانده شد . پس از آن من این نپشته را همه جا در میان کشورها فرستادم مردم پذیرا شدند .
معرفی و مکان یابی نقاط شاخص ديواره بيستون
سان سوربا
سنگي است عظيم و بزرگتر از كشتي سنگ در منطقه علم كوه كه با مرور زمان از ديواره كنده شده و با فاصله كمي به پائين سقوط كرده ، محل سنگ بر روي ديواره بصورت كلاهكي عميق و بزرگ به شكل سرنيزه يي بر جاي مانده و كاملاً مشخص است كه سنگ از همين قسمت جدا شده . اين سنگ بشكل لوزي و داراي اقطار حدود m 40* m 40 است . اين سنگ در ضلع غربي ديواره و در پاي معبر معروف به ‹‹ سه پله ›› واقع است و در ارتفاع حدود 200 متري ديواره قرار دارد و با همين ارتفاع از كف جاده بخوبي قابل تشخيص است . محمد پويائي شاعر و كوهنورد ديارمان در اين باره مي گويد: ‹‹ سان سوريا به لاشه ي عظيم نهنگي مي ماند كه امواج متلاطم آب به ساحل آورده باشند . ››
غار آهی
غاري است گرد و بسيار زيبا در جبهه جنوب غربي ديواره كه از محل پليس راه بيستون بخوبي نمايان است . گفته ميشود نخستين كسي كه پا به اين غار نهاد سروان آهي از كوهنوردان قديم كشور بوده است و وجه تسميه آن نيز همين موضوع است . اين غار در ارتفاع حدود پانصد متري ديواره قرار دارد
مرشکار
غاري است بسيار بزرگ ولي كم عمق در جبهه جنوب غربي و در ارتفاع حدود 900 متري ديواره . حاشيه هاي اين غار را ديواره هاي عظيم زرد فامي تشكيل ميدهند كه از لب جاده بخوبي نمايان هستند . اين غار از محل ستونهاي يخي عظيمي كه در زمستان تشكيل ميدهد ، تا اوايل بهار داراي آب است .
لول سخت
بريدگي طولي سرتاسري و عميقي است كه مانند يك ناودان قسمت غربي ديواره را از كف تا خط الرأس برش ميدهد . اين بريدگي كه در يك دره عمودي سنگي است در زمستان محل سقوط بهمن هاي بيستون و در فصل گرما بعلت وجود سايه در آن از خنك ترين مسيرهاي صعود ديواره بيستون است
غار مروارید
حفره يي است بسيار بزرگ و بيضي شكل ، برنگ خاكستري مايل به سياه كه درآن ذرات متبلور تراورتن به وفور يافت ميشود . احتمالاً به همين سبب غار مرواريد نام گرفته است . اين غار بر سرراه مسير ‹‹ عليپور ›› و در ارتفاع حدود 450 متري در جنوب جبهه غربي ديواره واقع گرديده .
حصار حاج علی محمد
سكويي خاكي و نسبتاً بزرگ و پر شيب است واقع در بخش مركزي ديواره و در ارتفاع حدود 300 متري آن در زير غاري بسيار عظيم كه بزرگترين غار بيستون است و سايه ساران زيبايي دارد . در انتهاي اين حصار غار ديگري است بنام ‹‹ غار مار ›› كه در فصل بهار از سقف آ ن آب مي چكد و در پائين تشكيل چند حوضچه آب جاري را ميدهد كه آب آنها تا حدود اواخر فروردين ماه قابل استفاده است وليپساز آن در اثر ماندگي و قطع جريان به تدريج متعفن ميشود .
سوزنیهای قوش
صخره ها و سوزنيهايي كه پس از يك تراورس طولاني ، از طريق آنها مسيرهائي مانند ، قوش ، سيمرغ و اسكندر به خاطر خط الرأس ديواره مي رسند . البته مسير اين سوزنيها در ابتدا به نام ادامه مسير قوش بازيابي شده است .
نقره دره
دره يي سنگي كه از كف تا خط الرأس ادامه دارد و متمايل به بخش شرقي ديواره است . اين دره عظيم در پائين تنگ و بسته است و در بالا تشكيل دهليزي بسيار فراخ و سنگي ميدهد كه صلابت خاصي دارد .
فرهاد تراش (فرتاش)

در شرق ديواره ، در ارتفاع حدود صد متري مشرف به جاده در عهد هخامنشي ديواره را در اين محل با ابعادي حدود m 70 * 40 بصورت صاف و آينه مانند با ضربات قلم و چكش تراش داده اند و تابلوئي عظيم و اعجاز انگيز در آنجا پديد آورده اند كه هر بيننده يي را به تعجب و تحسين واميدارد . آنچه در نگاه اول به نظر مي رسد اين است كه اين پرده با شكوه و عظيم بر روي اين محل از ديواره به قصد حجاري و ايجاد نقوش برجسته و كتيبه هاي بعدي مي بوده است كه به عللي نامعلوم متوقف مانده است . فرهاد تراش در موقعيت جنوب غربي نسبت به نقوش و كتيبه بيستون قرار گرفته و حدود سيصد متر مساحت دارد ً هرتسفلد ً اين صفحه را به روزگار داريوش نسبت ميدهد اما گروهي ديگر آن را منسوب به خسرو پرويز آخرين شهريار ساساني ميدانند و دليل اين ادعا فنون خاصي است كه در كندن كوه و ساختمان ديوار محافظ و علائم حجاران به چشم مي خورد .

آنچه بيش از هر چيز محتمل است اينكه يكي از سلاطين بزرگ ايران كه فتوحات بسياري داشته قصد تصوير جنگها و فتوحات خود را در اين قسمت كوه بيستون داشته كه مرگ او و يا شورش و انقلاب مانع از اجراي اين قصد شده است . يك روايت ديگر اين است كه اين صفحه بوسيله فرهاد كوه كن و در زماني كه به واسطه عشق شيرين مورد خشم خسرو پرويز قرار ميگيرد و در نتيجه به بيستون تبعيد ميشود كنده شده و با مرگ فرهاد بحالت نا تمام باقي مي ماند .
شن اسکی
بريدگي ديواره در قسمت جنوب شرقي آن است كه سنگي نيست و شيب نسبتاً تندي دارد و بخشي از مسير شاه راه شرقي ، يكي از شاه راههاي عمده وصول به بسياري از مسير هاي گشايش يافته ديواره بيستون را تشكيل ميدهد و بعد از معبر معروف به ً كچك لق ً و در امتداد آن قرار دارد .
کچک لق
پيش در آمد و معبري سنگي كه به شن اسكي منتهي ميشود و همچنانكه در بندهاي ( 1 – 4 - ط ) و ( 1 – 2 – ه ) ذكر شده ، بخشي از مسير شاه راه شرقي يعني يكي از شاه راههاي اصلي دست يابي به بسياري از مسيرهاي گشايش يافته در جبهه جنوب شرقي ديواره را تشكيل ميدهد .
کتیبه داریوش

نقش برجسته داريوش شاه هخامنشي و گئوماتاي مغ و 3 تن ياغياني كه عصيان ورزيده اند . اين كتيبه نقش شاه و نگهبانان او و همچنين جماعت سركشان را درست به اندازه قد معمولي انسان نشان ميدهد ولي از پائين كوه به علت ارتفاع ، كوچك به نظر ميرسند (محل حك كتيبه در چند متري مشرف به سطح جاده قرار دارد ) . در اين نقش داريوش به همراه 9 نفر اسيران او كه دستشان از پشت بسته و به طنابي كشيده شده اند ديده ميشوند و پاي راست داريوش سينه گئوماتاي غاصب را كه به پشت خوابيده و اسلحه يي به دست دارد ، مي فشارد . بر بالاي سر داريوش ، فروهر در حال پرواز است و داريوش هم به نشان نيايش دست راست خود را بلند كرده است .
کتیبه گودرز
درست در كنار شاه راه قديم ، به فرمان گودرز اولين شهريار اشكاني كتيبه و نقوشي حجاري شده است . در اين كتيبه گودرز به تقليد از داريوش بزرگ فتوحاتي را كه در نبرد با مهرداد پادشاه ارمنستان و كاسيوس سردار رومي بدست آورده است شرح ميدهد . كتيبه گودرز به زبان يوناني نوشته شده و در دوران صفوي هم شيخ عليخان زنگنه صدراعظم شاه سليمان صفوي در وسط نقوش و كتيبه اشكاني وقف نامه خود را حجاري كرده است .
هرکول

در دامنه كوه بيستون درست بر سر جاده مجسمه مرد نيرومند و برهنه بر سكويي قرار گرفته است كه توسط يك سقف محافظت مي شود مردي با موي و ريش مجعد در حالتي نيم خيز به پهلوي چپ بر روي پوست شير به آرنج تكيه كرده و در دست چپ پياله اي دارد كه آن را تا نزديك صورت بالا برده است و دست راستش بر روي پاي راست قرار گرفته . در اين نقش برجسته درخت زيتون كه بر شاخه اش تيردان و كمان دان آويخته اند وجود دارد و در كنار درخت زيتون گرزي مخروطي شكل و گره دار قرار دارد . از وضع ظاهر مجسمه و نقوش آ ن چنين بر مي آيد كه سازنده اين اثر خواسته است كه شخص مورد نظر خود را پاي درختي در حال استراحت نشان دهد . اين اثر متعلق به عهد سلوكيه است .
دره آبشارها و قیف کل کش
دره يي سنگي و كم عمق كه در فصول پر آب محل جاري شدن آب فراوان بوده و در جنوب شرقي ديواره و تقريباً در راستاي عمودي بالاي مجسمه هركول قراردارد . اين دره بسيار زيباست و در انتها به دهليز كوچكي به نام ً قيف كل كش ً ختم ميشود . قيف كل كش خود ابتداي كليه مسيرهاي ديواره مشرف بدان است .
قیف همدانیها
دهليزي است سنگي كه در بخش جنوب شرقي و ارتفاع حدود 400 متري ديواره و حدود 40 متري بالا و سمت راست جان پناه اول ديواره بيستون و تا حدود 200 متر آن سنگي است و سپس به شاهراهي غير سنگي منتهي خط الرأس شرقي ديواره بيستون ختم مي شود
جان پناههای دیواره جنوبی
تعداد 4 جان پناه در محلهاي مختلف ديواره نصب گرديده است : 1- جانپناه يال سخت كه در وسط بر سر راه مسير هاي يال سخت ، عليپور و آهنگر قرار دارد و متمايل به غرب ديواره است ( ارتفاع حدود ششصد متري ) 2- جانپناه قرارگاه كه در نزديكي انتهاي مسير قرارگاه و در بخش مركزي ديواره قرار دارد (ارتفاع حدود پانصد متري ) 3- جانپناه اول ديواره بيستون كه بلافاصله بعد از مسيرهاي تراورس هاري رست و خانه كوهنوردان و در بخش شرقي ديواره قرار دارد (ارتفاع حدود چهارصد متري ) 4- جانپناه دوم ديواره بيستون كه بفاصله صد متر ارتفاع مستقيم در بالاي سر جانپناه اول قرار داشت كه متاسفانه سالها پيش توسط عده اي ناشناس و ناسپاس منهدم گرديد و به پائين پرتاب شد .
عکس های رامسر و نمک آبرود

رامسر غربي ترين شهر استان مازندران است كه از شمال به درياي خزر, از جنوب به كو ههاي زيباي البرز , ازشرق به شهرستان تنکابن و از غرب به استان گيلان و شهرستان چابکسر منتهي مي گردد . اين شهر داراي يک خصوصيت برجسته است که انرا از ساير شهرهاي شمال متمايز ميکند. فاصله نزديک کوه به دريا در رامسر, آنرا تبديل به زيباترين شهر در شمال کشور نموده است. به رامسر لقب عروس شمال داده اند. گردشگاههاي رامسر به قدري زيادند که شايد از مجموع تمام گردشگاههاي شهرهاي شمال بيشتر باشند . شهرستان رامسر به دو قسمت (رامسر مرکزي) و (کتالم وسادات شهر)تقسيم ميشود.




مقدمه
مجموعه مهندسي عمران يا رشته عمران يكي از رشته هاي پر اهميت و جذاب در مجموعه رشته هاي آزمون سراسري است كه داوطلب در گروه آزمايشي علوم رياضي و فني مي تواند آن را انتخاب كند. پيشرفت سريع جوامع ونيازهاي روز افزون آنها به انجام طرحهاي مختلف عمراني از يك طرف و رشد و توسعه علوم مختلف از طرف ديگر، ايجاب مي نمايد تا با يك برنامه ريزي صحيح و همه جانبه و پرورش استعدادهاي جوان و نيز استفاده بهينه از ابزار و امكانات موجود در جامعه ، گامي بلند در جهت ترقي و تعالي جامعه برداشته شود. بدين منظور در آزمون سراسري، مجموعه اين رشته در مقاطع كارشناسي وكارداني، ارائه مي گردد. در اين قسمت به معرفي گرايشهاي مختلف اين رشته مي پردازيم :
كارشناسي
مهندسي عمران – عمران ، مهندسي عمران – نقشه برداري، مهندسي عمران – آب ، مهندسي بهره برداري راه آهن ،مهندسي خط و ابنيه راه آهن، مهندسي جريه راه آهن ، مهندسي علمي كاربردي عمران – تاسيسات آبي ، دبيرفني عمران، تربيت دبير فني عمران، دبير فني عمران ساختمان .
كارداني
كارداني فني عمران – روسازي راه، كارداني فني عمران – زير سازي راه، كارداني راهداري، كارداني ماشين آلات، كارداني حمل و نقل ، كارداني فني عمران – پل سازي و ابنيه فني ، كاردان فني عمران – نقشه برداري ، كارداني فني عمران – ساختمانهاي بتني ، كارداني فني عمران – عمران روستايي، كاردان فني عمران – كارهاي عمومي ساختمان، كارداني فني عمران – آب، كارداني علمي كاربردي عمران – ساختمانهاي آبي ، كارداني علمي كاربردي عمران – آب و فاضلاب، كارداني فني عمران – بهره برداري از منابع آب، كارداني فني عمران – آب شناسي ، كارداني فني عمران – را ه سازي، كارداني فني عمران – تاسيسات حرارت نيروگاه، معلم فني عمران – كارهاي عمومي ساختمان .
معرفي اختصاري گرايشهاي مختلف مجموعه مهندسي عمران
1- مهندسي عمران – عمران
1-1) تعريف و هدف
عمران يكي از گرايشهاي مجموعه مهندسي عمران است كه در مقطع كارشناسي در بسياري از دانشگاههاي معتبر كشور ارائه مي گردد.
هدف از اين رشته تربيت نيروهاي متخصصي است كه بتوانند در پروژه هاي مختلف عمراني در زمينه هاي ساختماني ، راه سازي،پل سازي، سازه ها و بناهاي آبي ، جمع آوري و دفع فاضلاب و … مسووليت طرح، محاسبه اجرا و نظارت بر اجرا را بر عهده گيرند.
1-2) اهميت و جايگاه در جامعه
كمتر جايي از يك جامعه و كمتر محلي از يك منطقه است كه فعاليتهاي عمراني به عنوان اولين واساسي ترين نيازهاي آن طرح نشود. حتي تمام فعاليتهاي صنعتي، كشاورزي، و … نيز به طور مستقيم و غير مستقيم به اين رشته و ابسته اند و از آن سود مي برند.
علاوه بر رشد و توسعه جوامع، پيشرفت علم و فن آوري نيز ضرورت پرداختن و توجه دقيق و علمي به كارهاي عمراني و تغيير شيوه هاي گذشته را آشكار مي سازد. فعاليتهاي مختلف عمراني در جهت ايجاد ساختمانها، راهها- پلها، سدها، شبكه هاي آب رساني شهرها و روستاها، ساختمانهاي خاص نظير نيرو گاههاي هسته اي و حرارتي و .. بخش بزرگي از مجموعه فعاليتهاي اقتصادي و توليدي كشور را به خود اختصاص مي دهد به گونه اي كه سهم عظيمي از سرمايه گذاري هاي ملي در طرحهاي ساختماني و صنايع وابسته به آن به كار گرفته مي شود.
مجموعه مطالب بيان شده و نيز جذب سريع فارغ التحصيلان اين مجموعه در وزارت خانه ها و نهادها و سازمانهاي دولتي و همچنين بخشهاي خصوصي نظير : شركتهاي مهندسان مشاور و شركتهاي ساختماني و راه سازي و … اهميت قابل ملاحظه و نياز خاص به متخصص در اين رشته را، حتي در مقايسه با ساير رشته هاي فني و مهندسي ،به وضوح نشان مي دهد .
1-3) تواناييهاي لازم براي داوطلبان اين رشته و ادامه تحصيل در آن
براي ادامه تحصيل در اين رشته – با توجه به كميت و كيفيت درسهايي كه در اين دوره تدريس مي گردد – داوطلب بايد از توان و دانش برتر در زمينه هاي رياضي . فيزيك برخوردار باشد، همچنين توان جسمي، قدرت تجزيه و تحليل، قدرت تجسم و دقت كافي در مسائل را داشته باشد. شايان ذكر است كه بسياري از كارها و طرحهاي عمراني در خارج از محيطهاي شهري بوده و فعاليت نسبتا" زيادي را مي طلبد.
1-4) تواناييهاي فارغ التحصيلان
همان گونه كه اشاره شد، فارغ التحصيلان اين رشته مي توانند پس از پايان تحصيلات، مسووليتهاي متفاوتي نظير طراحي، محاسبه ، اجرا و نظارت بر اجراي طرحهاي مختلف عمراني را به عهده گيرند. از جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود :
1- محاسبه، ساخت و اجرا و تا حدودي طراحي ساختمانهاي مختلف مسكوني ، اداري و صنعتي اعم از آجري، بتني وفولادي، نظير ساختمانهاي مسكوني ويلايي ، چند طبقه، آپارتمانها و برجهاي بلند و همچنين كارهاي ساختماني اداره ها، مدرسه ها، بيمارستانها، كارخانه ها و مراكز صنعتي، ساختمانها و مراكز ورزشي، تالارهاي اجتماعات و …
2 - طراحي، محاسبه و اجراي راهها و جاده هاي مختلف ارتباطي داخل و خارج شهرها و و روستاها اعم از : راههاي شوسه، راههاي آسفالته، بزرگ راهها و نيز راه آهن ( شامل مسيريابي، پياده كردن مسير، زير سازي و روسازي).
3 - ساخت و اجرا و در مواردي طراحي و محاسبه انواع پلهاي بتني وفلزي و با دهانه ها و ابعاد و شكلهاي متفاوت نظير : پلهاي داخل شهري و روگذرها، پلهاي خارج شهري و جاده ها.
4 - اجراي سدهاي مختلف خاكي و بتني و نيز بندهاي انحرافي و ساير تاسيسات وايسته نظير تونل يا كانال انحراف آب رودخانه ( جهت اجراي عمليات كارگاهي در ضمن ساخت سد) ، تاسيسات آبگيري از سد و كنترل ارتفاع آب در پشت سد و ... )
5 – اجراي كارهاي مربوط به ساماندهي رودخانه ها.
6 - طراحي، محاسبه و ساخت خطوط انتقال آب اعم از انواع كانالهاي تحت فشار و يا كانالهاي با سطح آزاد آب كه به منظور انتقال آب از سدها و درياچه ها و .. . براي مصارف كشاورزي، شرب و صنعتي به منطقه هاي مورد نياز و نيز جهت انتقال آب از تصفيه خانه هاي آب به مخازن آب و از آن جا به مناطق مصرف، ساخته مي شوند.
7 - ساخت تصفيه خانه هاي آب و فاضلاب شامل : ساختمانها تاسيسات مربوط ، محوطه سازي و ...
8 - طراحي، محاسبه وساخت شبكه هاي آب رساني به منطقه هاي شهري و روستايي جهت تامين آب شرب مورد نياز افراد و تاسيسات مربوط نظير : مخازن آب،لوله كشي، انشعابات، و ...
9 - طراحي ، محاسبه ساخت شبكه هاي جمع آوريو دفع آبهاي سطحي ناشي از نزولات جوي در خيابانها وساير منطقه هاي شهرها و شهر كها و همچنين شبكه هاي جمع آوري و دفع فاضلابهاي خانگي و صنعتي و انتقال آنها به خارج از شهر و تصفيه خانه ها.
10 – انجام بسيار از كارهاي نقشه برداري كه براي كارهاي ساختماني مختلف نظير : سراه سازي، سد سازي، و كهبه خصوص براي پياده نمودن و اجراي دقيق نقشه ها مورد نياز است، و همچنين تا حدودي كارهاي نقشه كشي طراحي و معماري .
1-5) موقعيتهاي شغلي و محلهاي كار
مراكز مختلفي به صورت مستقيم و غير مستقيم در فعالتيهاي عمراني نقش دارند كه هر يك به تناسب نوع فعاليت خود، اقدام به جذب فارغ التحصيلان اين رشته مي كنند.
وزارت خانه هاي مسكن و شهر سازي، راه و ترابري ، جهاد سازندگي و نيرو بهصورت گسترده تر و ساير وزارت خانه ها ، اداره ها ، سازمانها، مراكز دولتي و خصوصي نظير : وزارت خانه هاي آموزش وپرورش ، كشاورزي، فرهنگ و آموزش عالي،بانكها و ... به صورت غير مستقيم براي كارهاي عمراني خود مثل طرح محاسبه ، اجرا و نظارت بر اجرا، نياز به استخدام مهندسان عمران دارند. علاوه بر آن، شركتهاي مختلف مهندسان مشاور كه در كشور به صورت گسترده وظيفه طراحي ، محاسبه و نظارت براجراي پروژه هاي ساختماني را برعهده دارند، همچنين شركتهاي ساختماني و را ه سازي دولتي و خصوصي كه در اجراي اين طرحها فعاليت دارند ،تعداد كثيري از فارغ التحصيلان رشته عمران را استخدام مي كنند.
1-6) واحدهاي درسي
بر اساس مصوبه هاي شوراي عالي برنامه ريزي، دانشجو بايد در دوره كارشناسي عمران 14 واحد درسي رابگذراند كه 20 واحد آن درسهاي عمومي ، 25 واحد درسهاي پايه، 8 واحد درسهاي اصلي و تخصصي الزامي و 15 واحد درسهاي اختياري است.
1- درسهاي عمومي ،درسهايي است كه در تمام رشته هاي تحصيلي دانشگاهي و در دوره هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد پيوسته ب صورت مشترك ارائه مي گردد و دانشجو موظف به گذراندن آنهاست، نظير معارف اسلامي، فارسي و زبان خارجي .
درسهاي پايه به درسهاي گفته مي شود كه در غالب رشته هاي هم گروه ( نظير گروه فني و مهندسي ) و بخصوص در گرايشهاي مختلف يك رشته، بهصورت مشترك تدريس شده، اساس و پايه درسهاي اصلي و تخصصي را تشكيل مي دهد نظير رياضي عمومي ،معادلات ديفرانسيل وفيزيك .
درسهاي اصلي و تخصصي الزامي عبارت از درسهايي است كه دانشجو را در زمينه تخصصي مربوط آموزش داده،او را براي انجام وظايف خاص در زمينه كارهاي خويش در جامعه آماده مي سازد ، نظير " رسم فني و نقشه كشي ساختمان " ، " سازه هاي بتن آرامه " و " سازه هاي فولاد " . گذراندن اين درسهاي تخصصي الزامي است.
درسهاي اختياري ، عبارت است از : مجموعه درسهايي كه اگر چه تخصصي است، اما دانشجو مي تواند با توجه به علاقه شخصي و برنامه اي كه براي آينده خود دارد و همچنين نظر استاد راهنما در گروه و با هماهنگي شوراي آموزشي گروه، تعدادي از آنها را انتخاب نمايد : نظير : " ماشين الات ساختمان " ، اصول مهندسي ترافيك " و بناهاي آبي " .
الف ) درسهاي پايه
13 واحد از درسهاي پايه در زمينه رياضي است، شامل " رياضي عمومي " ، " معادلات ديفرانسيل " ، " محاسبات عددي و آمار " و " احتمال مهندسي " كه پايه درسهاي تخصصي در مهندسي عمران را تشكيل مي دهد ومكمل رياضياتي است كه در دوران دبيرستان و در رشته رياضي – فيزيك خوانده مي شود. براي موفقيت در اين درسها، دانشجو بايد تلاشهاي فكري و علمي قابل ملاحظه اي انجام دهد.
همچنين درسهاي " فيزيك در زمينه هاي حرارت " ، " مكانيك " و الكتريسته " و " مغناطيس " و يز درس " برنامه نويسي رايانه" – كه در آن دانشجو با رايانه و زبانهاي برنامه نويسي رايانه آشنا مي شود وبه برنامه نويسي به زبان فرترن تسلط پيدا مي كند – از جمله درسهاي پايه هستند.
ب ) درسهاي اصلي و تخصصي الزامي
اين درسها كه بسياري از آنها به يك ديگر وابسته اند و بعضي پيش نياز درس ديگر است، دانشجو در طول نيم سالهاي مختلف تحصيلي آنها را انتخاب ومي گذراند. دراين جا خلاصه اي از مطالب مطرح شده در بعضي از درسهاي تخصصي الزامي را ارائه مي كنيم .
رسم فني و نقشه كشي ساختمان : در درس " رسم فني و نقشه كشي ساختمان " ، دانشجو با اصول كلي رسم فني و نمايش قطعه ها به صورت تصويري آشنا شده، پس از شناخت علائم قرار دادي در نقشه هاي ساختمان و نقشه هاي تاسيسات برقي و مكانيكي، چگونگي رسم نقشه هاي مختلف و خواندن نقشه هاي ساختماني را فرامي گيرد.
ساصول مباني معماري و شهر سازي :
در اين درس كه پس از درس فني و نقشه كشي گذراندنه مي شود، دانشجويان با نظريه هاي معماري ونقش مهندسان معماري در جامعه آشنا شده، چگونگي ارتباط بين فضاهاي مختلف در انواع ساختمانها نظير ساختمانهاي مسكوني ، كودكستان، مدرسه ، كتابخانه ، بناهاي صنعتي و درمانگاه وبيمارستان را فرا مي گيرند. همچنين مطالبيدر مورد مفاهيم اوليه شهر سازي و جوامع روستايي و شناخت طرحهاي هادي و تفصيلي و منطقه اي در مورد فعاليتهاي عمراني شهري، در اين درس ارائه مي گردد.
استاتيك، مقاومت مصالح ،تحليل سازه ها : در اين درسها كه به ترتيب در نيم سالهاي مختلف ارائه مي گردد، تعادل سازه هاي مختلف دراثر بارها ونيروهاي وارده بر آنها مورد مطالعه قرار گرفته، چگونگي محاسبه سازه هايي همچون خرپاها بيان مي شود. سپس به بررسي نيروهاي داخلي به وجود آمده دراثر بارهاي خارجي وروشهاي تعيين آنها در قسمتهاي مختلف سازه پرداخته ، ضمن تعيين مشخصه هاي هندسي قطعه هاي مختلف، مقاومت آنها را در مقابل نيروهاي محوري و برشي همچنين خمش و پيچش مورد بررسي و تجزيه وتحليل قرار مي دهد.
همچنين در درس" تحليل سازه ها " ، روشهاي محاسبه تغيير مكان سازه ها و تحليل سازه هاي پيچيده تر نظير : " تيرهاي سراسري " " قابهاي" وساختمانهاي بلند ( برج)، به دانشجو آموزش داده مي شود.
اصول مهندسي زلزله : شناخت علتهاي وقوع زلزله ، چگونگي سنجش قدرت زلزله، چگونگي تخريب و راههاي كاهش پيامدهاي آن، و روشهاي تحليل سازه هاي مختلف در برابر زلزله جهت مقاوم سازي آنها به خصوص براي منطقه هاي زلزله خيز ايران از اهميت خاصي برخوردار است كهدر درس " اصول مهندسي زلزله " مورد بحث قرار مي گيرد.
سازه هاي بتن آرمه و پروژه : بسياري از ساختمانها وسازه ها نظير ساختمانهاي چند طبقه ،پلها و .. با بتن و بتن مسلح ساخته مي شود و در موارد ديگر نيز حداقل براي ساخت قسمتهايي از سازه نظير پي و فوندانسيون ( شالوده ) و.. از بتن استفاده مي گردد. در درس " سازه هاي بتن آرامه " با استفاده ازاصول فراگرفته شده در تحليل سازه ها، واكنش قطعات بتني نظير تيرها، ستونها، قابها، و صفحات ساخته شده از بتن مسلح تحت تاثير انواع مختلف بارگذاري وتركيبات آنها مورد بررسي قرار گرفته ، با توجه به خواص مكانيكي بتن و فولاد و آيين نامههاي مختلف ،ابعاد قطعه وميزان فولاد لازم در هر قسمت ، معين و طراحي مي گردد.
در نهايت ،دانشجو از طريق انجام طرح، كليه مرحاه هاي بارگذاري، آناليز، و طراحي يك سازه بتني را به پايان رسانيده، گزارش كاملي از طي مراحل و نحوه محاسبات ونتيجه آنها ارائه مي كند.
سازه هاي فولادي وپروژه : دراين درسها،دانشجو ضمن آشنا شدن با انواع فولادهاي ساختماني ، واكنش و مقاومت آنها، به چگ.نگي عملكرد اعضاي مختلف يك سازه فولادي تحت اثر بارهاي مختلف تسلط يافته، نحوه محاسبه قطعه هاي مختلف نظير تيرها، ستونها، قابها، بادبندها واتصالهاي مختلف آنها را فرا مي گيرد، همچنين براي طراحي و تعيين مشخصه ها و ابعاد اين قطعه ها، حداقل با يك آيين نامه معتبر بين المللي و نيز با آيين نامه ساختمانهاي فولادي ايران آشنايي كامل پيدا مي كند.
در پايان درس نظري ، دانشجو طرح كامل يك سازه فولادي را از ابتدا تا انتها به همراه گزارش مبسوط آن – به عنوان پروژه – ارائه مي كند.
مكانيك خاك و پي سازي : بارهاي وارد شده بر سازه ها از طريق پي يا فوندانسيون ( شالوده ) به خاك منتقل مي شود. بدين جهت، شناخت چگونگي واكنش انواع خاكها و پي ها از ضروريات است. با اين تعبير ، هدف از اين دو درس ، اشنايي دانشجو با مباني و مفاهيم مقدماتي واكنش خاكها با تكيه بر خواص فيزيكي – مكانيكي آنها و با توجه به زمينه هاي كاربردي در مسائل مهندسي نظير تنشها ومقاومت خاك و بررسي پايداري در خاكها و اصول و قانونهاي حاكم بر آنها وهمچنين شناسايي انواع پي ها، ظرفيت باربري و محاسبه آنهاست .
مكانيك سيالات ، هيدروليك و هيدرولوژي مهندسي : بررسي خواص فيزيكي سيالات و از جمله آب، قانونهاي حاكم بر آنها در حالت سكون و حركت، نيروهاي وارد ده بر اجسام و ساختمانها تاسيسات مختلف ناشي از وجود سيال، تجزيه وتحليل ومحاسبه جريان درمسيرهاي تحت فشار و نيز بررسي حركت وواكنش آب در شرايط و حالتهاي مختلف در كانالهاي با سطح آزاد و قانونهاي هيدروليكي حاكم بر آنها، از جمله هدفهاي درسهاي مكانيك سيالات و هيدروليك است. همچنين در درس هيدرولوژي مهندسي، دانشجو با انواع بارندگيها، تبخير و تعرق ، نفوذ آب در خاك، آبها سطحي ، آبهاي زير زميني و روشهاي تخمين و مطالعه آنها آشنا مي شود.
مهندسي آب وفاضلاب و پروژه : براي تامين آب مورد نياز جوامع روستايي ،شهري ومراكز صنعتي لازم است تا با انواع و ميزان مصرف آب،چگونگي تامين آب، خطوط انتقال و نحوه محاسبه آنها، تصفيه خانه ها، مخزنهاي ذخيره، شبكه توزيع آب و محدوديتهاي فني مربوط، آشنايي كامل وجود داشته باشد، همچنين چگونگي جمع آوري ، دفع و تصفيه فاضلابهاي سطحي ، خانگي وصنعتي و آشنايي با مجموعه تاسيسات مرتبط از مسائلي است كه يك مهندس عمران بايد با آنها آشنايي داشته باشد. اين موارد از جمله هدفهاي درس " مهندسي آب و فاضلاب و پروژه " است كه در نهايت به انجام يك پروژه براي محاسبه و طراحي كامل شبكه توزيع آب، جمع آوري و دفع فاضلاب و آبهاي سطحي يك شهر يا شهرك منجر مي شود.
بناهاي آبي : در اين درس ، دانشجو با طراحي و محاسبه برخي از شيوه هاي انتقال آب و سازه هاي آب نظير : كانالهاي خاكي و پوشش دار، كانالهاي تحت فشار ، ايستگاههاي پمپاژ، آبشارها يا شيب شكنها، زير گذرها، حوضچه هاي آرامش و چگونگي آبگيري از سدها، درياچه ها، كانالها و رودخانه ها و تاسيسات مربوطه آشنا مي شود.
نقشه برداري و عمليات : كاردان با دوربينهاي مختلف نقشه برداري از طريق اندازه گيري مستقيم و موقعيت نقاط زميني شناخت انواع و استاندارد نقشه و كاربرد آنها در مهندسي عمران، روشهاي اندازگيري طول، زاويه تعيين امتداد وترازيابي و ... از نيازهاي ضروري مهندسي عمران است كه در درسهاي ياد شده به عنوان يكي از درسهاي جذاب بيان مي گردد.
راه سازي، روسازي راه و مهندسي ترابري : از جمله تخصصهاي مهم يك مهندس عمران، شناخت طرح و محاسبه زير سازي و روسازي راههاست. بدين منظور درسهاي ياد شده جهت فراگيري مطلبي نظير : طراحي و اجراي راها شامل : مسيريابي، عمليات خاكي، مشخصه ها و طرح هندسي راها در مسيرهاي افقي و قائم، مشخصه هاي فني انواع مصالح راه و لايه هاي مختلف روسازي آن ، همچنين روشهاي طرح و اجراي روسازيهاي شني و آسفالتي و نيز شبكه هاب حمل و نقل زميني، دريايي و هوايي و برنامه ريزيها و مديريتهاي حمل و نقل ارائه مي گردند.
در درس پروژه راه سازي كه پس از درسهاي راه سازي و مهندسي ترابري ارائه مي شود، كاربرد اصول را هسازي در طرح كامل يك راه، از ابتدا تا انتها به همراه رسم نقشه ها و محاسبه هاي مربوط مورد توجه قرار مي گيرد .
ج ) ساير درسها
علاوه بر موارد ياد شده كه اهم درسهاي دانشگاهي در رشته مهندسي عمران – عمران مي باشد، درسهاي ديگري نظير : " مصالح ساختماني و آزمايشگاه " ، " تكنولوژي بتن و آزمايشگاه " ، " آزمايشگاه مكانيك خاك " ، " آزمايشگاه هيدروليك " و " آزمايشگاه مقاومت مصالح " ارائه مي گردد كه در درسهاي آزمايشگاهي، دانشجو بعضي مطالب خوانده شده در درسهاي نظري را در عمل آزمايشگاهي آزمايش مي كند.
درسهاي نظير " راه آهن " ، و " اصول مهندسي ترافيك " هم كه از جمله درسهاي مهم اين دوره هستند در بسياري از دانشگاههاي معتبر به عنوان درسهاي اجباري تدريس مي شوند.
درسهاي ديگري به عنوان درسهاي اختياري در دانشگاههاي مختلف باعنوانهاي متفاوت ارائه مي گردند. از جمله مهمترين آنها مي توان به درسهاي : " بارگذاري " ، " اصول مهندسيسد" ، " طراحي ومعماري " و " اصول مهندسي پل " اشاره كرد.
1-7) ادامه تحصيلات
ادامه تحصيلات در دوره بعد از كارشناسي را تحصيلات تكميلي مي نامند كه شامل : كارشناسي ارشد ( فوق ليسانس يا دكتراي حرفه اي ) و دكتراي تخصصي است. در دوره كارشناسي ارشد ناپيوسته ، دانشجو حدود 32 واحد آموزشي تخصصي را كه به تناسب رشته ، تعدادي از واحدهاي آن را پايان نامه ( يا رساله ) تشكيل مي دهد، مي گذراند و معلومات خود را در يك زمينه خاص از رشته، گسترده تر از مقطع كارشناسي افزايش مي دهد .
در دوره كارشناس تخصصي كه پس از پايان تحصيلات در مقطع كارشناسي ارشد شروع مي شود، بسته به رشته تحصيلي ، حدود 45 واحد درس اختصاصي ارائه مي گردد كه اغلب در حدود نصف اين تعداد واحد به پايان نامه دكتري اختصاص مي يابد. دانشجو با تدوين اين رساله ، كار تحقيقاتي نسبتا" گسترده اي را در يك زمينه تخصصي خاص به انجام مي رساند و سعي مي كند در گسترش مرزهاي دانش سهيم باشد.
1-8) گرايشهاي مختلف كارشناسي ارشد و دكتري در رشته عمران
فارغالتحصيلان مقطع كارشناسي عمران- عمران، مي تواند در مقطع كارشناسي ارشد در گرايشهاي مختلف : سازه، سازه هاي هيدروليكي ،مهندسي زلزله ، راه وترابري، مكانيك خاك وپي ، مهندسي آب، سازه هاي دريايي ،مهندسي مديريت ساخت، مهندسي برنامه ريزي حمل و نقل ،مهندسي نقشه برداري ( ژئودزي)، فتوگرامتري و مهندسي محيط زيست به تحصيل ادامه دهد و در هر يك از گرايشهاي ياد شده زير شاخ هاي تخصصي تري وجود دارد كه در مقطع دكتراي تخصصي و به خصوص در ضمن انجام رساله دكتري به آن پرداخته مي شود.
امكان ادامه تحصيل در تمام گرايشهاي ياد شده درمقطع كارشناسي ارشد و در بعضي از زمينه هاي ياد شده در مقطع دكتري در داخل كشور وجود دارد، ولي ادامه تحصيل در پاره اي از گرايشهاي ديگر، در حال حاضر فقط در خارج از كشور ميسر است.
1-9) تواناييهاي فارغ التحصيلان مقطعهاي كارشناسي ارشد و دكتري
در دوره هاي تحصيلات تكميلي ( كارشناسي ارشد و دكتري ) بيشتر به جنبه هاي نظري و پژوهشي پرداخته مي شود. بدين جهت فارغ التحصيلان اين دوره ها در هر يك از گرايشهاي ياد شده، بيشتر تواناييهاي علمي و محاسباتي و به طور كلي نظري خود را افزايش مي دهد، اگر چه اين افزايش توانايي ، در كارهاي اجرايي علمي نيز از نظر صحت اجرا مي تواند نقش مهمي داشته باشد.
در مقطع دكتري دانشجو ضمن اففزايش مراتب علمي خود، در يك زمينه تخصصي تر ، قدرت و توان خود را براي انجام كارهاي تحقيقاتي و توسعه مرزهاي دانش و رفع معضلات علمي و اجرايي از طريق پژوهش بالا برده، تحقيقاتي را در يك مورد خاص، انجام مي دهد.
1-10) جذب فارغ التحصيلان تحصيلات تكميلي در محيطهاي كار
از آن جا كه اين فارغ التحصيلان علاوه بر تواناييهاي يك كارشناس عمران، از نظر علمي و نظري وپژوهشي در يك زمينه خاص، معلومات بيشتري دارند، بدين جهت كارايي بيشتري نيز دارند واز مطالب فراگرفته شده مي توانند در زمينه هاي طراحي و محاسباتي دقيق و تخصصي تر و همچنين پژوهشي ، استفاده نمايند. اين گونه فارغ التحصيلان ضمن آن كه مي توانند در تمام محليهاي جذب فارغ التحصيلان كارشناسي مشغول به كار گردند، مسووليتهاي بالاتر و سنگين تر علمي،پژهشي و اجرايي را به عهده مي گيرند. پس از پپايان دوره دكتراي تخصصي ، امكان همكاري در دانشگاهها و ساير مراكز علمي و پژوهشي به عنوان عضو هيات علمي برايشان ميسر مي گردد.
ساير گرايشهاي مجموعه مهندسي عمران
با توجه به جنبه هاي مشترك قابل ملاحظه بين گرايشهاي مختلف عمران در هر مقطع ، و به منظور جلوگيري از تكرار مطالب، در اين قسمت سعي مي شود تا با بيان اختلافهاي اساسي بين هر گرايش با گرايش عمران – عمران، به توضيح و معرفي آنها پرداخته شود. بنابر اين تاكيد مي شود علاقه مندان وخوانندگان محترم ، نخست مطالب مربوط به مهندسي عمران – عمران ، را به طور كامل مطالعه كنند.